پایان نامه حقوق با موضوع : جرم قتل عمد – اگر مباشر، حیوان یا عوامل طبیعی باشد.

جرم قتل عمد – اگر مباشر، حیوان یا عوامل طبیعی باشد.

گاهی استمرار بین فعل ونتیجه به وسیله حیوانات از بین می رود،یکی از اساتید در این مورد می گوید:«اگر شخصی به قصد قتل جرحی وارد کند سپس شیری اورا گاز بگیرد وسرایت کند وبه سرایت بمیرد ولی مقتول حق دارد که شخص جارح را بکشد البته بعد از رد کردن نصف دیه به او همان طور نیز او می تواند از قصاص عفو کند ونصف دیه را مطالبه نماید.»{[۱]}ایشان درمورد این مسأله معتقد است که،رابطه ی علی ومعلولی توسط حیوان به طور کامل از بین نرفته از همین حیث قائل به پرداخت نصف دیه می باشد. «ولی آن چه که اقرب به صواب به نظر می رسد آن است که،رابطه ی علیّت ازبین رفته وتنها نسبت به جرحی که براو وارد شده حق قصاص دارد،پس در اینجا نیز آشکار وبدهی است که حیوانات نیز باعث قطع این پیوستگی رابطه علیّت می شوند.آن چه فقها درضمان ناشی از سرایت ضرب وجرح گفته اند،ناظر است بر تسری آثار وصدمات فعل جانی بدون دخالت وتاثیر موجبات دیگر،بنابراین اگر میکروب وارد شده باشد وسبب مرگ گردد بحث سرایت قابل طرح نیست اما اگر کسی به قصد قتل برسر مجنی علیه بکوبد ودر اثر این ضربه ناگهانی بعد از چند روز نتایج بینایی مجنی علیه زایل شده،اختلال وآسیب دستگاه مغز چنان گسترش یابد که موجب مرگ گردد،دراین مثال فرض بر وقوع هیچ عامل دیگری به جز ثأثیرات ضربه وارده برسر مجنی علیه باتوجه به قصد جانی مرتکب قصاص می شود.»{[۲] }باید خاطر نشان داشت که باید میان رفتار مستقل حیوانات ورفتار حیوان که واکنش یا پاسخی به عمل شخص خطاکار است،قائل به تفکیک بود.

درباره رفتار مستقل،اصلی که به طور معمول پذیرفته اند این است که مداخلات عادی حیوانات نافی رابطه سببّیت نیست،اما مداخله ای که به خودی خود یادر پیوند با عمل غیر مجاز متهم یا بعضی نتایج پذیرفته شده آن عمل،بسیار غیر عادی باشد ومنتهی به تقارن گردد،متهم را از مسؤولیت مبّرا می نماید.

«درپرونده ی {R. V. Halloway[3]به موجب کیفر خواست صاده، هالووی متهم به قتل عمدی پاین گردید.او پاین را به دم اسب می بندد. پس از آن اسب به طور ناگهانی حرکت می کند واحتمالا رم کردن آن به دلیل صدای ضربات بوده است. به این ترتیب پاین را از روی زمین به مسافت ۲۰۰متر می کشد که از ناحیه شانه دچار شکستگی می شود ودر جا فوت می کند». «در این پرونده،هالووی را مرتکب قتل عمدی دانسته اند و وحشت ناگهانی اسب،حادثه ای حائل وغیر عادی تلقی نگردید.»{[۴]}در پرونده های مر بوط به رفتار مستقل حیوان، یافتن مثالی که تقارن نیز در آن مصداق پیدا کند میسر نبوده است،اما مثال زیر مجموعه وقایعی است که این مشکل در آن رخ می نماید. متهم در خیابان بابزه دیده مواجه می شود وبه قصد قتل او ضربه ای با مشت به او می زند، به نحوی که تلوتلو خوران به عقب می رود. درست در همان زمان، سگی از پشت سر او به سرعت در حال حرکت بوده است که بزه دیده براثر گیر کردن پایش به سگ، به زمین می افتد ودچار شکستگی جمجمه می شود وبه همین علت فوت می کند. به نظر می رسد که متهم را نمی توان مرتکب قتل  عمد«ب »محسوب نمود،زیرا تصادفی است که درست در لحظه ای که بزه دیده درحال تلوتلو خوردن است،سگی از پشت سر او عبور نماید. در این مثال،رفتار حیوان در ارتباط با ضربه وارده به بزه دیده،یک تقارن اتفاقی است. چنان چه رفتار حیوان،واکنش یا پاسخی به اقدام غیرمجاز باشد. تأثیر آن برمسؤولیت، به طبیعی بودن آن بستگی دارد،یعنی انطباق با طبیعت نوع آن حیوان.

گاهی نیز رابطه ی علیّت به وسیله یک حادثه ی طبیعی از بین می رود مثل آن جایی که شخصی با قصد سلب حیات از دیگری به او شلیک واو را به شدت مجروح می کند ودر همان حال زمین لرزه می شودوشخص در زیر آوار مانده ودر نهایت به فوت او منجر می شود.در این فرض نیز شخص تنها به قصاص وارده محکوم می شود واگر قصاص امکان نداشته باشد تبدیل به دیه می شود.در ادامه قابا ذکر است که ازهم جداکردن فعل ونتیجه به هر صورت که باشد باعث ازبین رفتن قصاص نفس است وتنها شخص را باید به قصاص جنایات وارده محکوم کرد.

 

 

۲-۶-۴-مباشر،کودک یا مجنون باشد.

دخالت کودک یا مجنون گاه با دستور دیگری وگاه مستقیما توسط خود آنان صورت می گیرد. از طرفی کودک را می توان به مُمَیِّز وغیر ممیز تقسیم نمود،در حالی که به دلیل فقدان کلی قوه ی تمییز در مجنون، چنین تقسیمی درمورد وی وجود ندارد. در این حالت با موارد زیر روبه رو هستیم:

۱-۶-قتل توسط مجنون وبا دخالت مستقیم خود اوست: مانند این که شخص«الف» چاهی می کند ولی شخص «ب» که مجنون است شخص«ج» را به درون چاه می اندازد. در اینجا سبب اقوا از مباشر نیست وقتل را به مجنون نسبت می دهند وعاقله وی ضامن است.

۲-۶-قتل توسط مجنون وبا دستور دیگری است: در اینجا دستور دهنده مسؤول است، زیرا مجنون را مغرور کرده و فریب داده است. در قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰به این صورت اشاره ای نشده وفقط حالت اکراه مجنون مطرح شده است. در تبصره ی ۱ ماده ی ۲۱۱ آمده است«اگر اکراه شونده طفل غیر ممیز یا مجنون باشد، فقط اکراه کننده محکوم به قصاص می شود.» ولی فرقی میان اکراه وفریب نیست وهر دو از عوامل قوی تر بودن سبب از مباشر هستند.

پایان نامه

۳-۶-قتل توسط کودک وبا دخالت مستقیم وی صورت می گیرد: مانند آن که شخص«الف» چاهی می کند وکودک، شخص«ب» را به درون آن می اندازد. در این جا عمل مستند به کودک است وعاقله ی اوضامن است؛ خواه کودک ممیز باشد یا نباشد.

«برخی از حقوق دانان آمریکا وانگلیس در چنین حالتی باز حفر کننده چاه یعنی سبب را مسؤول می شناسند.»{[۵]}زیرا شخص ثالثی که سلسله علیت بین حادثه وسبب را قطع نمود قابلیت مسؤولیت جزایی را ندارد در حقوق کیفری،مانند حقوق مدنی اقدامات حائل یک طفل یا دیوانه یا کسانی که درنتیجه شرب خمر یا بیماری فاقد اهلیت هستند، اساساً نافی رابطه سببیت نیست. اطفال بین ترین مصداق این قاعده هستند«در پرونده {[۶]R. V.Michaelمتهم به قصد سلب حیات از فرزندش، مبادرت به خرید یک بطری لادانوم(سم) نمود وآن را به زنی به نام استسونس تحویل داد تا مطابق دستوالعمل، هرشب یک قاشق چای خوری از آن به طفل بدهد. خانم استیونس که وظیفه مراقبت از طفل را برعهده داشت از انجام آن خودداری نمود ولی بطری را روی طاقچه ای قرار می دهد که متعاقب آن طفل پنج ساله ی دیگری آن را پیدا کرد وبه فرزند متهم داد واو با نوشیدن محتویات آن فوت نمود. به موجب حکم صادره، این اقدام مادر،قتل عمدی شناخته شد زیرا اقدام به مسموم کردن از سوس عامل نا آگاه، درحکم مسموم کردن توسط خود متهم است این استدلال قانع کننده نیست،چرا که طفل را نمی توان عامل آگاه یا ناآگاه مادری دانست که قصد داشته است که فقط استیونس سم را به طفل بدهد. اما این رأی به این دلیل توجیه پذیر است که، اقدام طفل پنج ساله رابطه سببیّت را میان اقدام متهم ومرگ از میان نبرده است.»

۴-۶-قتل توسط کودک وبا دستور دیگری صورت می گیرد: در این جا باید میان کودک ممیز وغیر ممیز تفاوت قائل شد؛ اگر کودک غیر ممیز باشد صرف دستور به وی حکم فریب وی رادارد، زیرا کودک غیر ممیز قدرت تشخیص خوب وبد را ندارد. در اینجا نیازی به رفتار وگفتار فریب آمیز ازسوی دستوردهنده آن چنان که در افراد عاقل وبالغ لازم است،نمی باشد وعرف قتل راقاطعانه به دستوردهنده استناد می دهد. متاسفانه قانونگذار در این مورد نیز سکوت کرده وفقط در مورد اکراه وفریب از حیث قوی تر بودن سبب بر مباشر نیست. «در حقوق عرفی نیز در چنین مواردی سبب را فاعل معنوی ومسئول اصلی میدانند، زیرا طفل آلت فعل دستوردهنده است».{[۷]}این که به طور معمول اقدامات حائل مجانین، رابطه سببّیت را در حقوق کیفری از میان نمی برد، در پروندهAlabama.{[8]Johnson  v.مورد تأیید قرار گرفته است: «بنا به حکم این پرونده، وقتی متهم به منظور کمک به پدر مجنونش که از سوی مأموران در حال باز داشت بود مداخله می کند وبا باز کردن دست او، امکان کشتن یکی از مأموران را فراهم می کند، به ارتکاب قتل محکوم می شود.» استدلال ارائه شده چنین بود:«کسی که به نحو غیر قانونی وسایل تحقق مرگ را زمینه سازی می کند… سبب مقصر مرگ در زمان ومکانی است که اقدام غیر قانونی او، نتیجه مرگبار را به بار می آورد.»

{[۱]}خویی، ابوالقاسم، پیشین،ج ۲،مساله ۱۳٫

{[۲]}توپ شکن،فرهاد، رابطه علیت در قتل، ص۶۴٫

}[۳]{(۱۶۲۸) Cro.Car.131, 79 ER 715.

{[۴]}این برداشت از واقعیات پرونده، اصولا مبتنی بر توضیحات پروندهWm . Jones 198 . 82 Erٍ

}[۵]{Andrew  Ashworth,op . cit , p 104.

}[۶]{(۱۸۴۰) ۹ c. &p .356,173 ER 867.

{[۷]}قیاسی، جلال الدین،پیشین ،ص۱۳۸٫

}[۸] {(۱۹۰۵) ۱۴۲ Ala. 70, 38 So.182 cf.(1708) Kelyng53,176 ER 221.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *